X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 08:41 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

یلدایی زیبــا داشته باشیم

یلدایی زیبــا داشته باشیم


یلداتون مبارک



تپشهای قلبم را به باور خاطره هایم پیوند می زنم ،
و سرزمینی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاریخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسیدگان تاریخ زمزمه می کنم .
زمزمه می کنم که :
من از نسل شب شکنان روزگارم ،
من از نسل نورآفرینان پاک ،
از سلاله پاک آریائیان بردبارم ،
منم میراث هزار ساله زمین ،
همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ،
همان پیام آور مهر و دوستی ،
همان گرفته در فش آشتی بر دوش
نه خود ستیزم ، نه دیگر ستیز
مرا و یادگاران مرا به نیکی یادآر
که یادگار یادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛

شب است و گیتی غرق در سیاهی
شب بلند است و سیاهی پایدار ، ولی
باور به نور و روشنایی است ،
که شام تیره ما را ، از تاریکی می رهاند
و از دل شبهای یلدا ، جشن مهر و روشنایی به ما ارمغان می رساند
تیرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب یلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داریم . . . .


شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به هنگام غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در ۱ دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام این شب را جشن می‌گیرند.

این شب در نیم کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.


در لغت نامۀ دهخدا ، یلدا به معنی زایش و تولد است، این شب بلندترین شب سال است که خانواده های ایرانی دور هم جمع میشوند و میوه و آجیل مخصوص این شب را میخورند. سنت شب یلدا البته فقط به خورد و خوراک ختم نمیشود، نشان به این نشان که فال حافظ، همیشه وسط مجلس است. به هرحال، چیزی که بیشتر از همه ما را یاد شب یلدا میاندازد، خوراکی هایش است. چیزی که نمیشود به راحتی از کنارش گذشت. میگویند این جشن به دوران پیش از زردشت برمیگردد و پس از یک شب دراز، که خورشید بالا می آمد تولد دوباره اش را جشن میگرفتند.

خوردنی های این شب چله ، هندوانه، انگور، پسته، انار، فندق، نخودچی و کشمش، توت و انجیر، ازگیل و … است
خواص بعضی از خوردنی های شب یلدا
  • هندوانه : این که وسط آن همه میوه زمستانی هندوانه سر سفره شب یلدا چه کار میکند ؟ حکمتی دارد، قدیمی ها معتقدند که با خوردن این میوه آبکی و سرد، آن هم در آستانه سرما ، انگار که خودشان را واکسینه کرده باشند، دیگر سوز سرما به تنآنها نخواهد نشست. هندوانه از تنگ شدن دیواره عروق جلوگیری میکند تا شخص به بیماری های قلبی و سکته مبتلا نشود
  • بادام زمینی : این ماده غنی از ویتامین ب و ای است. از گرفتگی عضلات حین انجام ورزشهای سنگین جلوگیری میکند. پتاسیم موجود در آن آب بدن را تنظیم میکند.
  • پسته : چربی پسته از نوع غیراشباع است که برای قلب و عروق مفید است. به علت وجود آهن زیاد در پسته آن را به افراد مبتلا به کم خونی، و خانمهای باردار توصیه میکنند.
  • گردو : سردرد را معالجه میکند. منبع خوبی از کلسیم، فسفر و پتاسیم و ویتامین ای است.
  • تخمه آفتاب گردان : خاصیت ضدسرطانی دارد، غنی از پتاسیم، فسفر، آهن و کلسیم است. پر از ویتامین ای است که از بروز سکته های قلبی جلوگیری میکند.
  • ازگیل : ازگیل میوۀ درختی است که سرشار از ویتامینهای ب و ث ، قند میباشد. ازگیل وقتی باید خورده شود که کاملا روی درخت رسیده باشد و در این وقت است که این میوه در زمستان میوه لذیذ و خوشمزه ای میشود.

قابل توجه ازگیل ندیدها

ازگیل

  • انار هم که جای خود داره ...


زمان ثبت : دوشنبه 29 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 11:54 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

ملانصردین و عدالت خدا !!!! ...

ملانصردین و عدالت خدا 



می خوام واستون یه حکایت تعریف کنم.
می گن زمانای قدیم یه روز 3 تا پسر بچه میرن پیش ملا نصرالدین میگن ما 10 تا گردو داریم میشه اینارو با عدالت بین ما تقسیم کنی؟


ادامه مطلب ...
زمان ثبت : شنبه 27 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 07:44 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت!

داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت!

دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.

بعد از ظهر که شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.

مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.

اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌کرد و لبخند می زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می‌شد.

زمانیکه مادر اتومبیل خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار می‌کنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟

دخترک پاسخ داد: من سعی می‌کنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می‌گیرد!

باشد که خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی کنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نکنید!
زمان ثبت : دوشنبه 22 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 08:50 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

یا حسین (ع)


دانی که چرا چوب شود قسمت آتش

بی حرمتیش برلب و دندان حسین است
دانی که چراآب فرات است گل آلود
شرمندگیش از لب عطشان حسین است
دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش
زیرا که خدای تو عزادار حسین است


زمان ثبت : چهارشنبه 17 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 12:06 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

روز اول محرم


همه عالم سیه پوشند ، نمیدانی ؟... محرم شد
سیاهت را به تن کن باز ، دل آری...
محرم شد
صدای سینه ی مردم ، درون کوچه می پیچد
صدای سنج و دمام است ، غوغایی ...
محرم شد
صدای شیون مردم ، که از مسجد به گوش اید
صدای طبل و زنجیر است و مداحی...
محرم شد
صدای هق هق ابری ، که می گرید برای او
صدای شیون باد است ، با بادی
محرم شد
پسر میپرسد : ای بابا ، چرا حالت پریشان است ؟
پدرگفتا : سیاهت کو؟ نمیدانی ؟...
محرم شد



نزول امام حسین علیه‏السلام به زمین کربلا روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و یک بوده است.


در مقتل ابى اسحاق اسفراینى آمده است که: امام علیه‏السلام با یارانش سیر مى‏کردند تا به بلده‏اى رسیدند که در آنجا جماعتى زندگى مى‏کردند، امام از نام آن بلده سؤال نمود.

پاسخ دادند: «شط فرات» است.

آن حضرت فرمود: آیا اسم دیگرى غیر از این اسم دارد؟

جواب دادند: «کربلا».

پس گریست و فرمود: این زمین، به خدا سوگند زمین کرب و بلا است! سپس فرمود: مشتى از خاک این زمین را به من دهید، پس آن را گرفته بو کرد و از گریبانش مقدارى خاک بیرون آورد و فرمود: این خاکى است که جبرئیل از جانب پرودگار براى جدم رسول خدا آورده و گفته که این خاک از موضع تربت حسین است، پس آن خاک را نهاد و فرمود: هر دو خاک داراى یک عطر هستند!

در تذکره سبط آمده است که امام حسین پرسید: نام این زمین چیست؟

گفتند: «کربلا». پس گریست و فرمود: کرب و بلأ. سپس فرمود: ام سلمه مرا خبر داد که جبرئیل نزد رسول خدا بود و شما هم نزد ما بودى، پس شما گریستى، پیامبر فرمود: فرزندم را رها کن! من شما را رها کردم، پیامبر شما را در امان خودش نشاند، جبرئیل گفت: آیا او را دوست دارى؟ فرمود: آرى! گفت: امت تو او را خواهند کشت، و اگر مى‏خواهى تربت آن زمین که او در آن کشته خواهد شد به تو نشان دهم! پیامبر فرمود: آرى! پس جبرئیل زمین کربلا را به پیامبر نشان داد.


زمان ثبت : یکشنبه 14 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 11:42 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

خلیج پارس ...persian gulf



If USA wants to change the Name of PERSIAN GULF they should also change the

Tombstones of their Soldiers!...



اگر آمریکا میخواهد نام خلیج پارس را تغییر دهد باید سنگ قبرهای سربازانش را نیز تغییر دهد




زمان ثبت : یکشنبه 14 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 11:14 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

بهترین روش همسرداری

  بهترین روش همسرداری 





فقط متاسفانه یه 20 سانت چسب کم اومد رو دهنش هم بزنیم که بشه یه همسر ایده آل

زمان ثبت : شنبه 13 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 10:04 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

تاسف برانگیزه حتما ببینید!

با شرح .. بدون شرح .. شرح به شرح ...



تاسف برانگیزه حتما ببینید!



زمان ثبت : سه‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 09:41 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

درد دل


حاصلم درد دل است از دل بی حاصل خویش  به که گویم من دلسوخته درد دل خویش



زمان ثبت : دوشنبه 8 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 11:00 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

وصیت نامه وحشی بافقی

وصیت نامه وحشی بافقی 



روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــتت

زمان ثبت : شنبه 6 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 10:32 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

افکار عاشقانه

 

 افکار عاشقانه  

 

خوب دوستان عزیز امروز میخوایم با هم روی افکارمون کار کنیم و تفکراتمون رو کمی مثبت تر و منطقی تر برای بهبود روابط احساسی و عاشقانمون به جلو هدایت کنیم . 

هر کسی بنا به موقعیتی که داره میتونه برداشتهای مناسبی رو ازین جملات بکنه . 

پس شاید از بین این جملات یکیش بتونه چراغ ره خاموشتان شود ..چی گفتم !  

 

عشق همیشه نقایص و تفاوتهای میان دو نفر را از بین می برد.


 

قسمتی از وقت آزادتان را به مطالعه درباره جنس مخالفتان بگذارید تا به نکات جالبی در مورد نوع تفکر و رفتار آنان دست یابید. میدونم که میگذارید .. شب و روز


در زمینهای ورزشی بدنبال عشق گم کرده تان بگردید. آدرس جاهایی که ورزش می کنید رو هم ذکر کنید البته خصوصی


بعد از ظهر یک روز بارانی در پی گنج ویژه خودتان در یک موزه آثار باستانی با نامزدتان قرار ملاقات بگذارید.


در کلاسهای که به شما طرز زندگی با همسرتان را می آموزند شرکت کنید.


یک مهمانی با شرکت دوستانتان هم ردیف دانشگاهیتان ترتیب دهید و در آن مهمانی با مجردها برخورد بسیار خوبی داشته باشید.


اگر هم اکنون شخص خاصی در زندگیتان وجود ندارد از مادرتان بخواهید زمینه آشنایی شما را با فرزندان دوستانش فراهم آورد.


عشق قدیمیتان را دوباره بیاد بیاورید شاید بتوانید مشکلات را حل کنید و دوباره بهترین و ایده آل ترین ارتباط عاطفی را با او برقرار کنید.


در سخنرانیها با موضوعات متفاوت خصوصا آنهایی که در رابطه با زندگی زناشویی است حاضر شوید.

همانا عاشقان شیفتگانند. 

 

ادامه مطلب ...
زمان ثبت : پنج‌شنبه 4 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 03:46 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

عید سعید غدیر خم بر عاشقان مبارکباد


عید سعید غدیر خم بر عاشقان مبارکباد 




جبرئیل از طرف خداوند پیام آورده بود که در این امر سستی مکن که تو محفوظ خواهی بود ، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان ، و اگر نرسانی و از ظالمان بترسی و از دشمنان حذر کنی رسالت پروردگارشان را نرسانده ای .
 
در اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دست علی علیه السلام را با دست راست بلند کرد و با صدای بلند فرمود : هر کس از شما که من مولای او هستم و سخن مرا بیاد می سپارد و فراموش نمی کند ، مولای او بعد از من علی است ، و من فقط به او - نه به دیگری - به عنوان جانشین خود برای شما راضی هستم . پروردگارا هر کس علی را دوست بدارد او را دوست بدار ، و هر کس با علی دشمنی کند او را دشمن بدار . پروردگارا یاری کنندگان او را یاری فرما بخاطر نصرتشان امام هدایت کننده ای را که در تاریکی ها مانند ماه شب چهارده روشنی می بخشد . پروردگارا خوار کنندگان او را خوار کن و روز قیامت که برای حساب می ایستند خودت جزا بده .




یکی گوید سراپا عیب دارم
یکی گوید زبان از غیب دارم
 
نمی دانم که هستم هرچه هستم
قلم چون تیغ می رقصد به دستم
 
نه دِئبـِل نه فَرَزدَق نه کُمِیتَم
ولیکن خاک پای اهل بیتم
 
الا ساقی مستان ولایت
بهار بی زمستان ولایت
 
از آن جامی که دادی کربلا ر
بنوشان این خراب مبتلا ر
 
چنان مستم کن از یکتا پرستی
که از آهم بسوزد ملک هستی
 
هزاران راز را در من نهفتی
ولی در گوش من اینگونه گفتی
 
زاحمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندرین یک میم غرق است
 
یقینا میم احمد میم مستیست
که سرمست ازجمالش چشم هستیست
 
زاحمد هر دو عالم آبرو یافت
دمی خندیدو هستی رنگ وبو یافت
 
اگر احمد نبود آدم کجابود
خدا را آیه ای محکم کجا بود
 
چه می پرسند کین احمد کدام است
که ذکرش لذت شُرب مدام است
 
همان احمدکه آوازش بهار است
دلیل خلقت لیل النهار است
 
همان احمد که فرزند خلیل است
قیام بت شکن هارادلیل است
 
همان احمدکه ستارُالعیوب است
دلیل راه و علّامُ الغیوب است
 
همان احمدکه جامش جام وحی است
به دستش ذوالفقار امر و نهی است
 
همان احمد که ختم الانبیاء شد
جناب کُنتُ کنزاً مخفیا شد
 
همان اوّل که اینجا آخر آمد
همان باطن که برما ظاهرآمد
 
همان احمد که سرمستان سرمد
بخوانندش ابوالقاسم محمّد
 
محمد میم و حاء و میم و دال است
تدارک بخش عدل و اعتدال است
 
محمد رحمةٌ للعالمین است
شرافت بخش صد روح الامین است
 
محمد پاک و شفاف و زلال است
که مرآت جمال ذوالجلال است
 
محمد تا نبوت را برانگیخت
ولایت را به کام شیعیان ریخت
 
ولایت بادۀ غیب و شهود است
کلید مخزن سرّ وجود است
 
محمد با علی روز اخوت
ولایت را گره زد بر نبوت
 
محمد را علی آیینه دار است
نخستین جلوه اش در ذوالفقار است
 
به جز دست علی مشکل گشا کیست
کلیدکُنتُ کنزاًمخفیا کیست
 
کسی دیگر توانایی ندارد
که زخم شیعه را مرهم گذارد
 
غدیر ای باده گردان ولایت
رسولان الهی مبتلایت
 
ندا آمد ز محراب سماوات
به گوش گوشه گیران خرابات
 
رسولی کز غدیر خم ننوشد
ردای سبز بعثت را نپوشد
 
تمام انبیاء ساغر گرفتند
شراب از ساقی کوثر گرفتند
 
علی ساقی رندان بلاکش
بده جامی که می سوزم در آتش
 
مرا آیینۀ صدق و صفا کن
تجللی گاه نور مصطفی کن
 
" مرحوم آغاسی "
زمان ثبت : سه‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1389 در ساعت 09:50 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

راهکارهای ساده برای جاری شدن کلام(فن بیان)


راهکارهای ساده برای جاری شدن کلام(فن بیان)




اگر به نکات زیر دقت کنید هنر فن بیان و محاوره بسیار آسان می شود و در موقعیت های اجتماعی با اعتماد به نفس کامل می توانید ارتباط برقرار کنید.
بیشتر افراد در موقعیت های اجتماعی در ابتدا احساس آشفتگی ، خجالت و غریبی می کنند.
در وضعیتی که شما احساس می کنید راجع به موضوع مورد بحث چیزی نمی دانید باید با حرفی سکوت و سردی بین خود و نفر مقابل را بشکنید و بحث را شروع کنید. در این حالت چه می کنید ؟!


اولین قانون برای شروع گفتگو :   ادامه مطلب


ادامه مطلب ...