X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : جمعه 10 دی‌ماه سال 1395 در ساعت 08:22 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

نوشیدن آب بعد از بیدار شدن از خواب


برچسب‌ها : نوشیدن آب بعد از بیدار شدن از خ

نوشیدن آب بعد از بیدار شدن از خواب چه فوایدی دارد؟



معروف است که زنان ژاپنی بدن‌هایی لاغر، بدون چربی و سالم دارند. اگرچه به طور حتم ژنتیک در این قضیه نقش دارد، اما بسیاری ادعا می‌کنند رسمِ صبحگاهی‌ آنها در این میان بی‌تأثیر نیست. به طور خلاصه، بیشتر زنان ژاپنی بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب، آب می‌نوشند.

این رسمِ صبحگاهی که در حال حاضر در فرهنگ ژاپنی ریشه‌ی عمیقی پیدا کرده است، در حقیقت نوعی آب درمانی محسوب می‌شود که فواید آن از نظر علمی برای درمان برخی بیماری‌های بدن به اثبات رسیده است. از آنجا که ژاپن برخلاف بسیاری از کشورهای غربی آن‌چنان با مشکل چاقی و دیابت روبه‌رو نیست، شاید بد نباشد برای داشتن زندگی سالم‌ نکاتی از سبک زندگی آنها بیاموزیم.



چرا نوشیدن آب تا این اندازه اهمیت دارد؟



با توجه به اینکه آب ٪۷۰ بدن را تشکیل می‌دهد بنابراین، برای سرحال و سرپا نگه داشتن بدن جهت انجام درست کارها به آن نیاز داریم. زمانی که آب مورد نیاز بدن به قدر کافی تأمین نشود عواقب طولانی‌مدت و کوتاه‌مدتی برای سلامتی در پی خواهد داشت.

نرسیدن آب کافی به بدن در طولانی‌مدت ممکن است به رماتیسم مفصلی، میگرن، گلودرد، ورم مخاط روده بزرگ، سوءِهاضمه، فشارخون بالا، چاقی، بواسیر (بیماری مقعدی)، سرطان سینه، سل ریوی، سنگ کلیه، سینوزیت و سرطان رحم منجر شود. نوشیدن آب بعد از بیدار شدن و در طی روز، به بدن کمک می‌کند از این بیماری‌ها دور بماند.




چگونه آب‌درمانی کنیم؟


آب‌درمانی روشی اثبات شده برای درمان اختلالات بدن، اختلالات قاعدگی و ناراحتی‌های مزمن چشمی است. همچنین، بعد از دنبال کردن آب‌درمانی شما در تمام طول روز احساس سرزندگی و سلامتی خواهید داشت.

  • بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب و قبل از مسواک زدن، چهار مرتبه حدود ۱۶۰ میلی‌لیتر آب بنوشید و بعد از آن به مدت ۴۵ دقیقه چیزی نخورید.
  • اگر نمی‌توانید چهار لیوان آب را با شکم خالی بنوشید می‌توانید با یک لیوان یا هر مقداری که می‌توانید این کار را شروع کنید. سپس به تدریج میزان آب را تا مقدار مطلوب ۶۴۰ میلی‌لیتر افزایش بدهید.
  • در طی روز، حداقل ۳۰ دقیقه قبل از وعده‌های غذایی (صبحانه، ناهار و شام) آب بنوشید اما، تا دو ساعت بعد از صرف این وعده‌های غذایی از نوشیدن آب خودداری کنید.



فواید اصلی نوشیدن آب بعد از بیدار شدن



 

ادامه مطلب ...
زمان ثبت : دوشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1395 در ساعت 11:18 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

شهرزاد بعد ۲۸ هفته تمام شد...

شهرزاد



شهرزاد بعد ۲۸ هفته تمام شد. همه‌ی آنهایی که از روز اول پخش شهرزاد، دوشنبه‌ها برایشان اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد، در مجموع ۱۱۲هزار تومان بابت آن هزینه کردند و خودشان هم خوب می‌دانند که جنس درجه‌ی پایین و بی‌کیفیتی توی سبد خریدشان نرفته. شهرزاد فیلم محترمی است و همه‌ی آنهایی که تمام دوشنبه‌ها آن را دنبال کرده‌اند، به اهمیت این مسئله واقف‌هستند. یادداشت‌های بچه‌های همشهری جوان را درباره‌ی پدیده‌ی‌ شهرزاد بخوانید.



اینکه خودت را عادت بدهی ماه‌ها به طور مرتب به فروشگاه یا سوپر محله مراجعه کنی و از جیب‌ات هزینه کنی تا از تعقیب یک سریال جا نمانی، پدیده‌ی عجیبی است که تا حالا کمتر درباره‌ی تولیدات‌ شبکه‌ی خانگی اتفاق افتاده اما درباره‌ی سریال شهرزاد ماجرا جور دیگری بود. اشتیاق به دنبال کردن این سریال وقتی اهمیت پیدا می‌کند که به تعداد بالای شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای در دسترس خانواده‌ها توجه کنیم؛ رقیبانی که یا در بستر دولتی حمایت می‌شوند یا شرکت‌های پولدار فیلمسازی پشتوانه‌شان هستند. این را بگذارید کنار اینکه محتوای شهرزاد در رقابت با محصولات مشابه‌اش در شبکه‌ی خانگی اصلا شباهتی با قالب اصلی آنها ندارد و سراغ ژانری سخت رفته که در بستر تاریخی روایت می‌شود، نه محتوای طنز و سرگرم‌کننده که در بسیاری از محصولات این روزهای شبکه‌ی خانگی مطلوبیت بیشتری برای تهیه‌کننده‌ها دارد. واقعا دلایل موفقیت شهرزاد چه بود که این همه مورد توجه قرار گرفت؟ شاید غیر از داستان جذاب این سریال، اولین چیزی که باید به آن اشاره کرد، احترام شهرزاد به مخاطبان است. شهرزاد برای مخاطب‌اش کم نگذاشت. از نظر من در هیچ یک از قسمت‌های این سریال شاهد افت داستان نبودیم. آب بستن‌های معمول به برخی سریال‌های تلویزیونی یا محصولات شبکه‌ی نمایش خانگی، این وجه برتری شهرزاد را برای بیننده برجسته می‌کند. شهرزاد یک سریال محترم بود. دیگر اینکه شهرزاد یک «محترم منظم» بود. به هر حال این مهم است که اگر محصولی رضایت مخاطب را کسب می‌کند و قصد دارد او را دنبال خود بکشاند، مخاطب را سر کار نگذارد و به بازه‌ی انتشار‌ش وفادار باشد. یادمان نمی‌رود سریال‌های پرسروصدایی که نهایتا بی‌خداحافظی از مخاطبان به کار خود پایان دادند. شهرزاد منظم بود و دوشنبه‌های خوبی برای خانواده‌ها رقم زد.‌ ای کاش رسانه‌ی ملی قدر این داشته‌های محترم را بداند....

زمان ثبت : شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1394 در ساعت 12:55 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

ژاپن

ژاپن

گفته می‌شود یک کمپانی آمریکایی برای به رخ کشیدن قدرت تکنولوژی‌اش، سیمی به ضخامت یک‌هزارم تار موی انسان دور قرقره‌ای پیچید و برای کمپانی رقیبش در ژاپن فرستاد. مدتی بعد کمپانی ژاپنی همان سیم را پس فرستاد در حالی که روی آن سیم به فواصل منظم سوراخ شده بود. 

اما آنها که گمان می‌برند شکوه تمدن ژاپن از قدرت تکنولوژیک آن برمی‌خیزد، دچار ساده‌اندیشی و سطحی‌نگری‌اند. تمدن یگانه کالایی است که مبادله نمی‌پذیرد وفقط باید در درون یک ملت «تولید» شود. اگر آن طور بودکه همه ملت‌ها با خرید فناوری متمدن می‌شدند رفتار برخی شهروندان خودمان را که سوار بر آخرین مدل خودروهای ژاپنی با آخرین فناوری آنها هستند، ببینید. قدرت فناوری خیره کننده چشم‌بادامی‌های ژاپن، به رغم همه جلال وشکوهش، «فرع»ی است کوچک بر تمدنی که این ملت آفریده است. «اصل» این تمدن را بیش از آنچه در کارخانه‌های معظم ایالت اُزاکا بتوان یافت در ویرانه‌های دلخراش ایالت فوکوشیما می‌توان دید. وقتی رفتار متمدنانه آوارگانی که از پی مخوف‌ترین زلزله‌ قرن، منظم و تمیز در صف آب می‌ایستند وبی جنجال و هیاهو و ناسزا فقط به اندازه مصرف همان روز خود، آب دریافت می‌کنند با رفتار مردمان یک کشور جهان سومی، در شرایطی کاملا عادی، مقایسه می‌کنیم، معنای تمدن نمایان می‌شود. 

در همه فیلم‌ها و عکس‌های خبری که از روزهای پس از زلزله و سونامی ویرانگر ژاپن منتشر شد یک صحنه درگیری، ازدحام، هجوم، غارت فروشگاه، ولع برای دریافت کمک‌های اعطایی، بی‌نظمی و حتی فریاد و جزع دیده نمی‌شد. یکی از خبرگزاری‌ها خلاصه مشاهدات خبرنگارانش را چنین بازتاب داده است:

1ـ صفوف منظم آب و غذا بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.

2ـ هیچ ساختمانی در زلزله 9 ریشتری آسیب ندید. همه خسارت‌ها مربوط به سونامی و ورود دریا به شهر بود.

3ـ غارتگری دیده نشد. زورگویی یا از دست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.

4ـ 50 نفر از کارگران نیروگاه اتمی، به رغم نشت مواد رادیو اکتیو، با از جان گذشتگی ماندند تا به خنک کردن دستگاه‌ها ادامه دهند.

5ـ حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سر و صورت دیده نمی‌شد. مصیبت و غم همراه با طمانینه بود.

6 ـ مردم فقط اقلام مورد نیاز خود را تهیه کردند و این باعث شد به همه آب و آذوقه برسد.

7ـ مردم از افراد ناتوان و پیر و بیمار دستگیری می‌کردند. رستوران‌ها قیمت‌ها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند.

8ـ همه دقیقاً می دانستند باید چه کاری انجام دهند. انگار بار دومی بود که این اتفاق افتاده است!

9ـ رسانه‌ها در انتشار اخبار محتاط و دقیق بودند. از انتشار گزارش‌های التهاب‌آفرین خودداری می‌کردند و فقط اخبار آرام‌بخش پخش می‌شد.

10ـ هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.

این همان تمدنی است که بقیه محصولات و مصنوعات تمدنی، بر آن بنا شده است. سونی و پاناسونیک و هیتاچی و تویوتا و هوندا و نیسان موتورز بر این تمدن بنا شده است. چنین فرهنگ و چنان رفتار مدنی است که منجر به رشد و توسعه در همه عرصه‌ها و همه ابعاد می‌شود. زیربنای ناب تمدن یک سرزمین را باید در مواقع بحران دید. اینها را مقایسه کنید با رفتار بسیاری از هموطنان خودمان، آن هم در مواقع عادی و فراوانی و ثبات، ببینید ابعاد تفاوت را.

فرق است میان مردمی که پس از جنگ ویرانگر جهانی و انفجار دو بمب اتمی در کشورش، کارگرانش در سراسر جهان نان خالی می‌خوردند و هر یک «سنت»شان را به «ین» تبدیل می‌کردند تا سرزمینشان را بسازند با قشر تازه به دوران رسیده کشورهای جهان سومی که هر یک «واحد پول ملی»‌شان را به دلار تبدیل می‌کنند تا در جهان غرب سرمایه‌گذاری کنند.

دوستی نقل می‌کرد سالیان پیش به همراه چند هموطن برای کار به ژاپن رفته بودیم و چند اتاق کنار هم اجاره کرده بودیم. اتاق‌ها قفل و بست نداشت. هرچه به صاحبخانه گفتیم چرا قفل و کلید ندارد، گفت برای چه نگرانید. اینجا امن است. کسی به شما کاری ندارد. بالاخره بعد از چند روز با شرمندگی به او حالی کردیم که از شما نگران نیستیم، از خودمان نگرانیم!

به هرحال، تمدن را نه می‌توان خرید و نه می‌توان با شعار و دستور به دست آورد. «تمدن» محصولی است که باید در فرایندی عاقلانه، متعهدانه، هوشمندانه و بغایت منظم تولید شود. زمینه تولید تمدن نه دانشگاه و کارخانه و وزارتخانه و دولت، که «خانواده» و «آموزش و پرورش» و "مطالعه" است. تا عزمی نکنیم و حرکت به سمت تمدن را به صورت یک جهاد اگر از بام تا شام شعار دهیم، خاصیتی نخواهد داشت....
زمان ثبت : جمعه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1393 در ساعت 10:50 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

از جشن پوریم چه می دانید؟


برچسب‌ها : پوریم، جشن یهودیان، خشایارشاه، کشتن ایرانیان، هولوکاست

از جشن پوریم چه می دانید؟ هولوکاست واقعی را یهودیان در کجا و علیه چه کسانی اجرا کردند؟ آیا از کشتار ده ها هزار ایرانی به دست یهودیان اطلاعی دارید؟ آیا روز "13 بدر" نوروز و خروج از خانه ها ریشه در قتل عام ایرانیان باستان دارد؟ با گزارش ویژه مشرق از پایکوبی صهیونیست ها در سالروز کشتار ایرانیان همراه شوید.


جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود است که در دهه‌های اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است.


این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار می‌شود،



در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.








نتانیاهو در جشن پوریم - 1999

در کتاب عهد عتیق درباره این داستان آمده است: «شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده بود، در هنگام بدمستی، شهبانو "وشتی" را می‌طلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز می‌زند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط می‌کند و او را به دست جلاد می سپارد.

یهودیان که در سراسر ایران، نفوذ فراوان داشتند، جسارت‌شان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج استنکاف می‌کردند و این استنکاف موجب شده بود که «‌هامان» صدراعظم خشایارشاه علیه آنان بشورد و آنان را در تنگنا قرار دهد و یا حتی دستور قتل برخی از آنان را صادر کند، البته یهودیان در برخی کتاب‌های خود می‌گویند: "مردخای" که پیشوای دینی یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل ‌هامان نمی‌شود، او و اتباعش مورد غضب‌هامان قرار گرفته و تهدید به مرگ می‌شوند.

یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند، چاره می‌اندیشند و از این فرصت استفاده کرده و دخترکی یهودی به نام «اِستِر» را به عنوان ملکه و شهبانوی کشور به پادشاه معرفی می‌کنند و به او نیز توصیه می کنند که یهودی بودن خود را پنهان کند.


استر، دخترک یهودی که با پنهان کردن هویت یهودی اش، به دربار خشایارشاه راه یافت و مقدمات کشتار ایرانیان را فراهم کرد

 

فاحشه‌گری حلال در یهودیت

در سال ۲۰۱۰ یک خاخام یهودی در اسرائیل با اشاره به واقعه پوریم و استر، اعلام کرد جاسوسان زن سازمان موساد مجاز به انجام هر گونه عمل جنسی با دشمنان برای انجام ماموریت خود هستند؛ همانگونه که استر هویت یهودی خود را پنهان کرد و با یک دشمن ایرانی یعنی اخشورش (خشایارشاه) ازدواج کرد و با این کار ملت یهود را نجات داد.
 این مورد یکی از موفق ترین عملیات نفوذ زنان جاسوس یهودی در میان مقامات کشورهای دیگر به شمار می رود که با استفاده از زیبایی ظاهر و به خدمت گرفتن جذابیت های جنسی، توطئه های قوم یهود را اجرا کردند و می کنند.

شاه سست عنصر نیز وقتی زیبایی او را می‌بیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون آنکه بداند او یهودی است و یا برادرزاده «مردخای» رهبر مذهبی یهودیان ایران است. اِستِر ملکه ایران می‌شود و با نقشه‌های «مردخای» عموی خود، صدراعظم خشایارشاه یعنی هامان را از تخت صدر اعظمی به زیر کشیده و بر دار می‌کند و به همراه ۱۰ پسرش به مرگ محکوم می‌کند.


ضیافت شام استر برای هامان در حضور خشایارشاه

در این ضیافت استر خواستار مجازات هامان بدلیل دشمنی با یهودیان شد

نقاش: ژان ویکتور (قرن 17)


یهودیان حاکم بلامنازع دربار هخامنشی می‌شوند و البته آنان در برخی کتب خود آورده‌اند که ‌هامان در نزد مردخای توبه کرده است که تواریخ دیگر گواهی قتل وی توسط یهودیان را می‌دهند. یهودیان چون بر بلاد ایران حاکم شدند، از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان را بکشند و در این سه روز، بیش از 77  هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام شدند و در برخی نقل‌ها، این تعداد تا 500 هزار نفر نیز عنوان شده است.

از آن زمان تا کنون، این روز به عنوان "عید یهودیان" زنده نگاه داشته شده و هر سال یهودیان سراسر جهان در این روز مراسم مختلفی از قبیل روزه گرفتن، برپایی جشن و پایکوبی، نوشیدن شراب و افراط در مستی، دادن هدیه به یکدیگر و ... گرامی می دارند.





عید پوریم 2012

تل آویو  - بیت المقدس



اما در سرزمین های اشغالی، پوریم رنگ و بوی دیگری دارد که در ادامه و به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد.

واقعه تاریخی؛ هولوکاست ایرانیان به دست یهودیان

در زمان خشایارشاه، یهودیان جزء اقلیت های مذهبی ایران بودند و همواره سعی در نفوذ در دربار شاه ایران داشتند. هامان صدراعظم خشایارشاه بدلیل نافرمانی یهودیان از دستورات و قوانین پادشاهی، از عدم پرداخت مالیات و سرپیچی از فرمان پادشاه این قوم ابراز نگرانی می کند و پادشاه را در جریان توطئه های یهودیان قرار می دهد و  از پادشاه می خواهد تا پیش از آنکه این قوم علیه تاج و تخت شاه اقدامی کنند، با توطئه این قوم مقابله کند.

مردخای رهبر یهودیان آن زمان ایران سرانجام با دسیسه های فراوان و فرستادن یکی از دختران یهودی به دربار، او را جانشین شهبانوی ایران که به جرم سرپیچی از دستور گستاخانه خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی های خود برای حاضرین در دربار شاه برکنار شده بود، می کند.


 مردخای و استر

نقاش: آرنت دی گلدر (قرن 17)


با ورود "استر" دخترک جوان زیباروی یهودی به دربار، مردخای به راحتی نقشه های شوم خود را بوسیله استر و اغوای شاه ایران اجرا می کند. هامان نیز شاه را از توطئه مردخای آگاه می سازد و پادشاه دستور بر دار کردن مردخای را صادر می کند. اما استر که به شدت بر روی شاه سست عنصر تسلط یافته بود، با خائن جلوه دادن هامان و اینکه وی توطئه کشتن شاه را در سر دارد، هامان را بر دار می کنند.


وشتی، شهبانوی ایرانی
وشتی از دستور خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی هایش برای مهمانان شاه خودداری کرد و به دست جلاد شاه کشته شد


نقاش: ادوین لانگ (قرن 19)


توطئه استر و مردخای با کشتن هامان پایان نمی پذیرد و  آنها حکم قتل هر 10 پسر هامان را نیز از پادشاه ایران می گیرند و در قدم بعدی 10 پسر هامان نیز کشته می شوند.

اوج دشمنی یهودیان با ایرانیان پس از کشتن هامان و 10 پسرش آنجا بیشتر آشکار می شود که استر و مردخای با کشته شدن پسران هامان نیز راضی نشده و اجساد آن ها را در شهر بر دار می کنند تا میان ایرانیان رعب و وحشت ایجاد کرده و ناگفته سرنوشت دشمنان و مخالفان یهودیان را به نمایش بگذارند.

هامان به جز این 10 پسر، یک فرزند دختر نیز داشت که پیش از کشته شدن، خود کشی می کند.


کشتار نیمی از جمعیت ایران

پس از کشتن هامان، یهودیان مهاجر ساکن در ایران که اینک در دربار نیز راه یافته بودند، به هجوم به شهرهای ایران، دست به قتل عام گسترده ایرانیان می زنند.

 
در 127 استان ایران آن زمان، طی دو روز بیش از 77 هزار ایرانی - و به روایتی دیگر 500 هزار نفر - کشته می شوند.


در کتب مربوط به یهودیان از جمله کتاب استر، یهودیان به کشتار 80 هزار ایرانی اعتراف می کنند اما محققان مستقل این رقم را تا 500 هزار نفر ذکر کرده اند.

در آن زمان ایران نزدیک به 800 هزار نفر جمعیت داشته و با احتساب 500 هزار نفر، بیش از نیمی از جمعیت آن روز ایران به دست یهودیان قتل عام می شوند.



حمله به منازل فلسطینیان و غارت اموال آن ها

کشتار و غارت اموال از آموزه های استر بوده و ریشه در تاریخ یهود دارد

 یهودیان با حمله به خانه های ایرانیان، مردان، زنان و کودکان را به قتل رسانده و بنا بر برخی از متون موجود اموال آن ها را نیز غارت می کنند. اما یهودیان در متون خود تنها به قتل عام ایرانیان اعتراف کرده و هرگونه غارت اموال آنان را تکذیب می کنند و آن را از افتخارات خود می دانند...!!

آیا پوریم با سیزده فروردین ایرانیان ارتباط دارد؟

گفته می شود این کشتار در روزهای 13 و 14 ماه آدار اولین ماه سال جدید انجام می شود و روز دوم کشتار به اصرار استر به خشایارشاه برای از بین بردن دشمنان قوم یهود ادامه پیدا می کند. براساس متون تاریخی، نحسی روز 13 فروردین در میان ایرانیان و بیرون رفتن مردم از خانه ها ریشه در کشتار تاریخی ایرانیان داشته است.
 

پس از این قتل عام ایرانیان، یهودیان جشن و پایکوبی بر پا کرده و به شکرانه غلبه بر ایرانیان و ریختن خون دشمنان قوم یهود، آن را عید اعلام کرده و روزه می گیرند. مردخای از آن زمان به پیامبر این قوم و استر - دخترک فاسد یهودی که با تکیه بر این حربه به دربار شاه راه یافته بود - نیز به شخصیتی مقدس که مورد لطف خداوند است تبدیل می شوند. استر پس از آن کتابی می نویسد که تمام این وقایع را لطف و رحمت الهی و با اراده خداوندی توصیف می کند. این کتاب اکنون به کتاب مقدس یهودیان تبدیل شده است.



مقبره استر و مردخای یهودی در همدان

پوریم به معنای قرعه بوده و به اعتقاد یهودیان، این سرنوشت و تقدیر الهی بوده است و "قرعه" ای از جانب پروردگار برای لطف به قوم برگزیده یهود و نابودی دشمنان آن ها.


پوریم؛ عید یهودیان سراسر جهان

متاسفانه برخی از این تصاویر که در ادامه نیز آمده است مربوط به جشن ایرانیان یهودی در آمریکا می باشد.




پوریم از جمله اعیاد مهم یهودیان در سراسر جهان است. از سرزمین های اشغالی تا آمریکا و حتی یهودیان داخل ایران، به شیوه های مختلفی در این دو روز جشن می گیرند.






اوج این جشن ها در اسرائیل است. جایی که صهیونیست سرمست از کشتار ایرانیان، تا حد جنون شراب نوشیده و بد مستی یکی از سنت های مرسوم آنان در این روز است.




خاخام های یهودی نیز در این جشن ها مراسم ویژه ای برگزار می کنند. خاخام های صهیونیست با برگزاری جشنی، در نوشیدن شراب و رقص و پایکوبی با یکدیگر رقابت می کنند. معمولا  افراط در نوشیدن شراب در این روز به حدی است که قادر به راه رفتن نبوده و در خیابان های تل آویو و دیگر اراضی اشغالی، بیهوش و بی رمق به زمین می خورند.


در آموزه های تلمود یهودیان در یکی از بخش ها به صراحت به نوشیدن شراب تا حد سرمستی توصیه شده است: 

"در روز پوریم هر فرد - یهودی - مکلف است به حدی - شراب - بنوشد که تفاوت میان "نفرین بر هامان" و "درود بر مردخای" را تشخیص ندهد."
 Megillah (7b): Rava said: A person is obligated to drink on Purim until he does not know the difference between "cursed be Haman" and "blessed beMordechai"



 کودکان اسرائیلی در جشن پوریم 2012 - بیت المقدس

خط و نشان صهیونیست های آدم خوار برای ایرانیان


از دیگر مراسمی که در عید پوریم اجرا می شود، رژه زامبی ها در اسرائیل است. در این رژه صهیونیست ها با گریم خود به شکل زامبی ها - آدم خوارها - اعضای مصنوعی از بدن انسان را به نشان خونخواهی و کشتار ایرانیان بر دهان می گیرند.


برخی از تصاویر این مراسم که قابل انتشار است در ادامه است.

 نوشیدن خون یا نوشیدنی به رنگ خون به عنوان نمادی از خونخواهی و خونخواری یهودیان نسبت به ایرانیان از جمله رسوم یهودیان در این روز است. 


پوریم در لس آنجلس؛ پایکوبی ایرانیان به افتخار هولوکاست هموطنانشان


متاسفانه ایرانیان پیرو دین یهود نیز بدون توجه به ریشه تاریخی این واقعه و کشتار ایرانیان و اینکه زنده نگاه داشتن آن تا کنون بیش از هرچیز توهین به ایرانیان بوده، این روز را در نقاط مختلف جهان جشن می گیرند. 

کنیسه "نصح"، کنیسه ایرانیان یهودی مقیم آمریکاست که جمعیتی حدود 20 هزار نفری در لس آنجلس را تشکیل می دهند. کنیسه نصح از جمله مکان هاییست که در عید پوریم، جشن برپا کرده و ایرانیان با جمع شدن در این کنیسه، با پختن شیرینی، غذا، تهیه شراب و هدیه دادن به هم، کشتار ایرانیان باستان را به شادی می نشینند.


ایرانیان یهودی در کنیسه نصح لس آنجلس نیز پوریم و کشتار ایرانیان را جشن می گیرند

زمان ثبت : یکشنبه 18 دی‌ماه سال 1390 در ساعت 10:08 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

آزادی بیان

آزادی بیان

فردریک کبیر ،که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد
معتقد به آزادی اندیشه بود و رشد فکری مردم را در گرو آن می دانست.
او یک روز سوار بر اسب با همراهانش از یکی از خیابان های برلین می گذشت،
گروهی از مخالفان اعلامیه تند و تیزی علیه او بر دیوار چسبانده بودند.
فردریک آن را به دقت خواند و گفت: “بی انصافها چقدر اعلامیه را بالا چسبانده اند
ما که سوار اسب هستیم آن را به راحتی خواندیم
 ولی افراد پیاده برای خواندنش به زحمت می افتند.

آن را بکنید و پایین تر بچسبانید تا راحت تر خوانده شود”.
یکی از همراهان با حیرت گفت: “اما این اعلامیه بر ضد شما و اساس امپراتوری است”.
فردریک با خنده پاسخ داد: “اگر حکومت ما واقعا به مردم ظلم کرده و آنقدر بی ثبات است که با یک اعلامیه چند خطی ساقط شود همان بهتر که زودتر برود و حکومت بهتری جای آن را بگیرد،
اما اگر حکومت ما بر اساس قانون و نیک خواهی و عدالت اجتماعی و آزادی بیان و قلم است
مسلم بدانید آنقدر ثبات و استحکام دارد که با یک اعلامیه از پا نیفتد.




زمان ثبت : جمعه 25 شهریور‌ماه سال 1390 در ساعت 01:08 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

پایان خوش


هیچ کس نمی‏ تواند بازگردد و شروعی جدید را رقم بزند

اما هر کسی می‏تواند شروع کند و پایانی خوش را بسازد





زمان ثبت : چهارشنبه 10 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 08:44 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

پیامبری که از نو باید شناخت

پیامبری که از نو باید شناخت




ایوان کسرا شکافت، آتشکده فارس خاموش شد، دریاچه ساوه خشکید، خدایان سنگ و چوب عرب سرنگون شدند. نوری به آسمان بلند شد که تا فرسنگ‌ها آن‌طرف‌تر دیده شد. انوشیروان و موبدان خواب‌های وحشتناک دیدند... و محمد(ص) به دنیا آمد. این مولود بارها و بارها در کتب آسمانی قبلی بشارت داده شده بود. به همین دلیل اقوامی از یهود و نصارا دشواری زندگی در ریگزارهای عربستان را به جان خریدند تا در زمان بعثت پیامبر آخرین، از اعوان و انصارش باشند. البته از کسی پوشیده نماند که شیطان نفس این اقوام اجازه نداد پیامبر(ص) را تصدیق کنند و سخت‌ترین دشمنی‌ها را به او روا داشتند. اما حقیقتی هست و آن این‌که با پشت کردن به خورشید نمی‌توان نور آن را انکار کرد، کافی‌است فقط چشم‌ها باز باشد. محمد(ص) پیامبری است که هر بار باید از نو شناخته‌شود و بعید به نظر می‌رسد این شناخت هیچ وقت به کمال برسد.


زمان ثبت : سه‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 08:36 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

آدمهای خاکی


بعضی آدمها مثل خاک می مونن تا براشون نمیری

هیچوقت تو دلشون جانمی گیری ...

بعضی هاشونم اینقدر صبر می کنن ۷۰ ، ۸۰ سال تا خودت بمیری

تا یه جایی تو دلشون پیدا کنی ...

شاید بخت با ما یار نبود و زودتر ازینها تو دل برو شدیم ..

همیشه که ادمها به مرگ طبیعی تو دل کسی نمی رن که ...




زمان ثبت : جمعه 3 دی‌ماه سال 1389 در ساعت 06:33 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

آیا دوستی دختر و پسر درست است یا خیر


 آیا دوستی دختر و پسر درست است یا خیر؟!

شاید بارها و بارها در این زمینه صحبتهای مختلفی انجام شده باشد، اما می شود اینگونه نتیجه گرفت که دوستی این دو جنس کاملاً اشتباه یا کاملاً صحیح است؟!

پی‏آمدهای اجتماعی روابط ناسالم نخستین ثمره روابط ناسالم بین دختر و پسر و شکسته شدن قبح چنین روابطی، ایجاد روحیه بی‏اعتمادی نسبت به همسر آینده است و این ذهنیت آزار دهنده در او شکل می‏گیرد که آیا او پیش از این، چنین رابطه‏ای را تجربه کرده است یا خیر؟ در ضمن، این بی‏اعتمادی و شک هیچگاه او را رها نمی‏کند و سرانجام، بنیان مستحکم خانواده را به مخاطره می‏اندازد.
بنابر آخرین تحقیقات، افرادی که پیش از ازدواج چنین روابطی با هم داشته‏اند، پس از ازدواج نیز در حل مشکلات خود عاجزند؛ چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند.
افزون بر این، دوستی‏های ناسالم موجب می‏شود دختر و پسر به صورت ابزاری درآیند که هر روز تغییراتی در آرایش، پوشش و حرکات و رفتارشان بدهند که این، چیزی جز سرگرم شدن به کارهای بی‏ارزش و دوری از هدف اصلی، یعنی شناخت خود و شکوفایی خلاقیت‏ها و بازماندن از قله کمال نیست. صاحب نظران در این ‏باره می‏گویند:
«اساساً کسانی که به دنبال دوست از جنس مخالف هستند، بیشتر به دنبال تأمین نیازهای بدنی خود هستند و این باعث عدم رشد آنهاست».
غرق شدن در عشق‏های کاذب و دوستی‏های ناشایست، فرجامی جز دوری از معنویت و بیزاری از فرهنگ خودی و گرایش به فرهنگ بیگانه ندارد.


  •  ایجاد شک و دودلی نسبت به همسر آینده، از پی‏آمدهای منفی این‏گونه ارتباطها.
  • گرایش ناآگاهانه به فرهنگ بیگانه و دوری از فرهنگ خودی.
  • قربانی شدن برخی جوانان بر اثر روابط ناسالم و از دست رفتن اعتبار و حیثیت فردی و اجتماعی آنان.


زمان ثبت : دوشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1389 در ساعت 02:51 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

نیمه شعبان مبارک باد

اللهم عجل لولیک الفرج


خبر آمد خبری در راه است ...


این عید بزرگ رو به همه تبریک میگم ..


شکفتن , آرزو , لبخند , جمعه

جهان گر چه آکندند , جمعه

گذشت و باز هم باران نبارید

تحمل تا به کی, تا چند جمعه


پیامبر خدا (ص)مى فرماید: رجب، «شهرالله الأصم» است و بدان سبب آن را «اصم» نامیدند که هیچ ماهى به عظمت آن نمى رسد، مردم زمان جاهلیت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه که اسلام درخشیدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانید که رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است،



شاید این جمعه بیاید ... شاید

مهدی جان سلام .. نمی دونم میدونی یا نه که چشم انتظار بودن چقدر سخته اما این سختی وقتی شیرین می شود که می بینی همه جهان در انتظار توست ..

مهدی جان کجایی که ما رو برهانی از بند ملامت ... کجایی که ما رو آزاد کنی از دست این زندگی که سرتاسرش نفرین و درده .. کجایی که جانم به قربانت .. خسته ام .. خسته از همه کس از همه چیز میدونم میدونی و اما قول بده زود بیایی که فردا دیر است .

نمی خوام نبینمت و بمیرم .. بیا و جهان رو از این همه ظلم و ستم که به انسانها روا می کنند نجات بده .. بیا ... بی تو غمگینم من ..

می بینی مردم چقدر دوستت دارن .. می بینی شهرمون چه حال و هوایی پیدا کرده .. همه خوشحالن در جنب و جوشن .. هر کی برای محله و کوچه خودش داره آذین می بنده .. همه شهر نورانی شده .. پس کجایی .. چرا نمیایی ؟

بیا و این چهرهای خندان رو بر ای همیشه خندان نگه دار ..



از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم
تا ساحل چشمان توتکثیر شدیم
گفتند غروب جمعه خواهى آمد
آنقدر نیامدى که ما پیر شدیم



اللهم عجل لولیک الفرج


احادیثی درباره روز نیمه شعبان :


پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هرکه شب عید (فطر و قربان) و شب نیمه شعبان را احیا کند ، در آن روزى که دلها مى میرند ، دل او نمیرد .


امام باقر (ع) فرمود : هر که در شب نیمه شعبان حسین (ع) را زیارت کند گناهش آمرزیده شود ...


امام رضا علیه السلام : امیر المؤمنین علیه السلام سه شب را نمى خوابید : شب بیست و سوم ماه رمضان ، شب عید فطر و شب نیمه ماه شعبان ؛ در این شبها ، روزیها تقسیم و مدّت عمر و هر آنچه در آن سال رخ خواهد داد ، تعیین مى شود .


 حضرت رضا (علیه السلام) فرمود : شب نیمه شعبان جمع زیادى از دوزخ آزاد گردند و گناهان بزرگ بخشوده شود ، در ان شب بذکر خدا و استغفار و دعا بپردازید که دعا در آن مستجابست.


برای ظهور اقا امام زمان (عج) بخوانید پنج مرتبه دعای اللهم عجل لولیک الفرج ...




زمان ثبت : جمعه 4 تیر‌ماه سال 1389 در ساعت 03:45 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

می خواهم نترسم


هزاران بار ترسیدم ...

اما همیشه راهی بود که فرار کنم.

اما این بار بار آخرست . می خواهم نترسم



زمان ثبت : شنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1389 در ساعت 12:00 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

بیست و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران



سلام به دوستان خوبم

وبلاگم تا 25 یا 26 اردیبهشت به علت شروع نمایشگاه کتاب تهران شاید به روز نشه ...

اگه خواستین یه سری به نمایشگاه بزنین ... شاید تونستیم همدیگه رو ملاقات کنیم..

براتون خبرهای جدیدی رو میارم...

البته کفش های آهنی و پاهای پرتوان با خودتون بیارید ... صدرصد بدردتون میخوره ..


تا بعد

یاحق




زمان ثبت : جمعه 27 فروردین‌ماه سال 1389 در ساعت 12:06 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

امروز چه روزیه؟


هرکی گفت امروز چه روزیه؟



زمان ثبت : جمعه 20 فروردین‌ماه سال 1389 در ساعت 12:56 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

شماره 255 مجله همشهری جوان

شماره 255 مجله همشهری جوان

 



امروز برای خرید مجله که بعد از تعطیلات عید خیلی منتظرش بودم رفتم کنار باجه روزنامه فروشی ..آره حدسم درست بود .. طرح جلد رو میگم ... انتخاب خوبی بود .. هم طرح جلد و هم نتایج نهایی بچه های تحریریه که سریال چهاردیواری رو با 18 رآی جزو بهترین سریالهای نوروزی برگزیده بودند...

اما نکته قابل توجه مجله در سال 89 تغییر قیمت و گران شدن 100 تومانی مجله بود که از 400 تومان به 500 تومان رسیده بود که سردبیر محترم مجله با عنوان " و سرانجام گران شدیم ! " سر صحبت را باز کرد و خبر از تغییر و دوری از عادت های کهنه باز کرد .. او این 100 تومان گرانی را به بهار و تغییر بزرگ طبیعت ربط داد و در ادامه فرمودند که با 500 تومان چی می شود خرید؟

خب واقعا با 500 تومان چی میشه خرید؟

یک لیتر و خرده ای بنزین ؟ یک عدد نان سنگک ؟ کرایه تاکسی انقلاب تا میدان امام حسین (ع) ؟ نوشابه قوطا ای؟ چی؟

اما سردبیر محترم باید فکر بچه شهرستانی رو هم می کردند که نان سنگک آنجا 300 تومانه و کرایه ها ی تاکسی نسبت به تهران ارزانتره و ...

به نظر شما با 1000 تومان چی میشه خرید ؟

3 تا پفک و چیپس ؟ 4 تا نون بربری ؟ 5 تا نوشابه ی شیشه ای ؟ کرایه تاکسی تهرانسر تا میدان امام حسین (ع) ؟ چی ؟

این که نشد یه پاسخ منطقی به گران شدن مجله ... ما دوستداران مجله موافق گران شدن مجله هستیم و مشکلی هم نداریم اما امیدواریم که همونطور که سردبیر محترم فرمودن تغییرات اساسی رو هم در مجله ببینیم.. من هم یه پیشنهاد دارم تا کاغذ مجله وضعیتش بهتر بشه و این در شآن یک مجله جوان پسند نیست ..

تو این شماره یه مطلب جالب هم داشت اون هم شرکت کردن داریوش فرضایی ( عمو پورنگ ) در مسابقه وبلاگ نویسی گروه مجلات همشهری بود که منم تعجب کردم ...و دوستانی که در مسابقه شرکت نکردند لذت رقابت با یک حریف قدر رو از دست دادن..

هنوز ما منتظریم تا ببینم این مسابقه بالاخره نتایجش چی میشه ؟

و مهمترین تغییر این شماره صفحه روزها بود که به کسانی تعلق داشت که به دیار باقی شتافته بودند که در نوع خودش جالب و جمع و جور بود .. 

 


زمان ثبت : شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1388 در ساعت 09:07 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

سال ۱۳۸۹ مبارکباد


سال ۱۳۸۹ مبارکباد



زمان ثبت : پنج‌شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1388 در ساعت 11:23 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

می بویم ...


روز شماری می کنم که بیایی ... هر چند ...

پیراهن آبی که پیش از سفر به تن ات بود ... روزی تنها یکبار می بویم.



زمان ثبت : شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1388 در ساعت 05:23 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

پنجمین سال انتشار مجله همشهری جوان


پنجمین سال انتشار مجله همشهری جوان



سلام همشهری جوان .. خوبی

چه خبرا؟ میدونم که خیلی برام خبر داری و همین خوشحالم میکنه که تنها نیستم.

امروز پنجمین سال انتشارت رو جشن میگیریم .

خوشحالم که زنده بودم و پنج سالگیت رو هم دیدم ..چه زود گذشت ...  یادم میاد روزهایی که هنوز پا نگرفته بودی و روی پیش خون روزنامه فروشی ها میموندی و باد میکردی مثل مجلات زردی که همراهیت میکردند .. آره زود گذشت .. اما تو پر پرواز داشتی و به همه کنار دستی هات نشون دادی که میتونی پرواز کنی .. پله به پله ... رفتی و رفتی تا جایی که یه موقع هایی دیده نمی شدی و نایاب و کمیاب می شدی ... خیلی می گشتم دنبالت تا هفته پیش روم رو به بطالت نگذرونم اما نمی شد تو دیگه مهم شده بودی و معروف ... همین بازم خوشحالم میکرد که داری یه جای دیگه خونده میشی ... اما این ارضام نمی کرد دست از تلاش بر نمی داشتم همه جا رو زیرو میکردم ..نبودی که نبودی ... خوب دیگه باید شماره جدیدت رو می گرفتم اما هنوز یادم نرفته بودی ... دوستت داشتم و تو هم سنگ تموم میگذاشتی ... اما همیشه یه چیزی ناراحتم میکرد که چرا مجله دوست داشتنی من یک سایت نداره که امیدوارم در این زمینه هم شروع به کار بشید ..

همشهری جوان همه موفقیت خودش رو به نویسندگانی مدیونه که تمام تلاششون برای پیشرفت این مجله به کار گرفتن و نتیجه این همه تلاش و همت رو گرفتن .. امروز مجله مخاطبان زیادی رو بین اقشار مختلف جامعه پیدا کرده و هرروز هم به این مخاطبان افزوده میشه ... از بچه های 8 , 9 ساله گرفته تا پدر بزرگها و مادر بزرگ های 80 , 90 ساله ... دیگه پا گرفتی ... وظیفه ات سنگین تر شده و میدونم با برو بچه های قوی و دانایی که داری بازهم روزهای روشن تری رو پیش رو داری.


پنج سال گذشت ...

من بودم و تنهایی یک سر گذشت ...

پنج سال گذشت ...

تو آمدی با طرحی نو در سر گذشت ...

پنج سال گذشت ...

من دیدمت , خواندمت ,  آن روز گذشت ...

پنج سال گذشت ...

مطالبت بر دل نشست ...

پنج سال گذشت ...

برای من به شادی , امروز و فرداشم گذشت ...

پنج سال گذشت ...

توماندی و من خواندم , این هم گذشت ...

پنج سال گذشت ...

هفته به هفته , ماه به ماه , عاشقانت شدن به راه ...

پنج سال گذشت ...

هر کی تو این سر گذشت داشت به دنبالت می گشت ...

پنج سال گذشت ...

تو دلامون نشستی ... برا خودت هر جا که بود میشستی ...

پنج سال گذشت ...

 ممنون که درکنارمون هر جا بودیم میشستی ...

پنج سال گذشت ...

مبارکه ... مجلتون هنوز برام تکه تکه ...




برای شرکت در مسابقه همشهری جوان عجله کنید .. وقت تنگ است.


www.hamshahrimags.ir

زمان ثبت : شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1388 در ساعت 11:57 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

جشنواره وبلاگنویسی همشهری

بشتابید .. بشتابید

فرصت را از دست ندهید



فقط تا 28 بهمن ماه فرصت دارید


ایِِن ماه حواستان را جمع کنید



علاقمندان به مجله همشهری جوان بشتابید در مسابقه وبلاگ نویسی گروه مجلات همشهری شرکت کنید ... تا دیر نشده عجله کنید.

قبل از همه چیز اگه وبلاگ دارید یه پست جدید درباره یکی از مجله های همشهری بنویسیدو بعد در پستتان یه لینک هم به یکی از صفحات سایت گروه مجلات همشهری بدید و در آخر هم یه پیامک به شماره 3000999 بزنید و آدرس وبلاگتون رو برای شرکت در مسابقه بفرستید در اینجا هم می توانید ثبت کنید و اگر هم وبلاگ ندارید که سریع السیر یکی بسازید و توی این مسابقه که جوایز نفیسی هم داره شرکت کنید. اگه نقدی , تشکری , حرفی , حدیثی , نکته ای , پیشنهادی و ... دارید توی وبلاگتون بنویسید و ثبت نام کنید.


آرشیو مجلات همشهری جوان


جوایز برندگان مسابقه:
سه دستگاه لپ تاپ , هفت دستگاه موبایل , ده پکیج هاست و دامین و پنج ربع سکه بهار آزادی

مطالب قبلی من درباره مجله

برای دیدن کلیک کنید
شایعه
شماره 200
3 سالگی همشهری جوان
شماره 144
ورود غیر منتظره




زمان ثبت : دوشنبه 5 بهمن‌ماه سال 1388 در ساعت 12:03 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

خوشه چندی ؟ یارانه میگیری یا نه؟

بی هدف شدن یارانه ها و سر در گم شدن مردم



خوشه چندی ؟ سئوالی که این روزها معمول شده ..تا بهم میرسیم به جای سلام و علیک ناخداگاه به زبان میاد ..

ما که از هرکی پرسیدیم که شما تو این دسته بندی ها توی کدوم خوشه قرار گرفتید ۹۹٪ گفتند که در خوشه ۳ قرار دارن ... این پرسش  هم از ادمهای متوسط جامعه و کم درآمد بعمل اومد که نتیجه یکسانی داشت و ژیامک ها هم این رو ثابت میکرد ..

هنوز اطلاعاتی در دسترس نیست که بر چه مبنایی تقسیم بندی شدن خانوارها ..

ما که موندیم که چی بی چیه ... اگه شما چیزی میدونید بگید تا بقیه هم سر دربیارن.

تا خبر بعدی

زمان ثبت : سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1388 در ساعت 12:20 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

تکرار


سیرم ازین زندگی که تکرارش مرا نفرین کرده ... 


   1       2       3    >>