X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 12:44 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

شهادت دکتر مصطفی چمران

 

شهادت دکتر مصطفی چمران 

31 خرداد 1360 

به سوی تو می آییم

 

 

دکتر مصطفی چمران 

 

اینها را به نیت آن ننوشته ام که کسی بخواند و بر من رحمت آورد.بلکه نوشته ام که قلب آتشینم را تسکین دهم و آتشفشان درونم را آرام کنم. هنگامی که شدت درد و رنج طاقت فرسا می شد و آتشی سوزان از درونم زبانه می کشید و دیگر نمی توانستم اتشفشان وجود را کنترل کنم , آنگاه قلم به دست میگرفتم و شراره شکنجه و درد را , ذره ذره از وجودم میکندم و بر کاغذ سرازیر میکردم...و آرام آرام به سکون و آرامش می رسیدم. 

 

  •        خدایا ! هدایتم کن !زیرا میدانم گمراهی چه بلای خطرناکی است .
  •       خدایا !هدایتم کن ! که ظلم نکنم , زیرا میدانم ظلم چه گناه نابخشودنی است.
  •       خدایا ! نگذار دروغ بگویم , زیرا دروغ ظلم کثیفی است .
  •       خدایا ! محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم , زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است .
  •       خدایا ! ارشادم کن که بی انصافی نکنم , زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد .
  •       خدایا ! مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده , تا حقایق وجودم را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.
  •       خدایا ! پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز , تا فریب زرق و برق عالم خاکی , مرا از یاد تو دور نکند.
  •       خدایا ! من کوچکم , ضعیفم , ناچیزم , پر کاهی در مقابل توفان ها هستم , به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم و به درستی تسبیح کنم.
  •       خدایا ! دلم از ظلم و ستم گرفته است , تو را به عدالتت سوگند می دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهی
  •       خدایا ! می خواهم فقیری بی نیاز باشم , که جاذبه های مادی زندگی , مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نکند .
  •       خدایا ! خوش دارم گمنام و تنها باشم , تا در غوغای کشمکشهای پوچ مدفون نشوم.
  •       خسته ام , پیر شده ام , دل شکسته ام , نا امیدم , دیگر آرزویی ندارم , احساس می کنم که این دنیا دیگر جای من نیست , با همه وداع می کنم و می خواهم فقط با خدای خود تنها باشم . خدایا ! به سوی تو می آیم , از عالم و عالمیان می گریزم  , تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده .

 

زمان ثبت : جمعه 29 خرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 07:43 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

فرانتس کافکا ( Franz Kafka )

 فرانتس کافکا   

 

 

 Franz Kafka

  

 

   

Kafka کافکا

 

  

مارکز می گوید : (( با خواندن مسخ کافکاست که می فهمیم که می شود جور دیگر هم نوشت )) 

کافکای آلمانی زبان که به زبانهای چک و فرانسوی هم حرف می زد , جور دیگری می نوشت ; جوری که می توان به مکاتب ادبی زیادی مثل مدرنیسم و رئالیسم و ... ربطش داد. 

معروف ترین کتابهای کافکا در ایران مسخ و محاکمه هستند. 

همه رمانهای کافکا بدون اجازه اش چاپ شده اند , او وصیت کرده بود همه آثارش را بعد از مرگش بسوزانند .  

  

 

kafka

 

  • از نقطه ای به بعد , بازگشتی در کار نیست ; این همان نقطه ایست که باید به آن رسید. 
  • شادمانی های این زندگی , شادمانی های این زندگی نیست بلکه ترس ماست از صعود به زندگی متعالی تر . رنج های این زندگی رنج های این زندگی نیست بلکه خودآزاری ماست این ترس. 
  • منفی را به ما می اموزند ; مثبت از پیش درون ماست. 
  • به صورت نظری تنها یک احتمال ضعیف برای خشنودی وجود دارد ; باور داشتن به فنا ناپذیری در وجود خود و بعد به جستجوی آن بر نیامدن. 
  • خود را در برابر بشریت بیازمای ; این کار شک را به شکاک و ایمان را به مومن می آموزد. 
  • 2 گناه کبیره انسانی وجود دارد که بقیه , همه از آنها سر چشمه می گیرند : بی صبری و سهل انگاری . بی صبری آدم ها را از بهشت بیرون راند و سهل انگاری نگذاشت به آن بازگردند. 
  • به محض اینکه شیطان را درون خود راه دادیم , دیگر اصرار نمی ورزد باورش داشته باشیم. 
  • نمی توان ادعا کرد ما فاقد ایمانیم .همین واقعیت زنده بودن ما چشمه تمام ناشدنی ایمان است .اما جز زنده بودن چه کاره دیگری از ما بر می آید. 

دانلود ده داستان کوتاه از کافکا

زمان ثبت : سه‌شنبه 19 خرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 01:02 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

خدایا ...

خدایا بنده ای درد اشنایم                  به سر افتاده ای بی دست و پایم 

ز غمها سینه ام دریاست دریا             گواهم گریه های های هایم 

به درگاه تو می نالم به زاری               مرا بگذار با این ناله هایم 

مرا در آتش عشقت بسوزان               مکن زین شعله ی سرکش رهایم 

مرا در بی کسی پیوسته کس باش     به وقت ناله ها فریاد رس باش

زمان ثبت : سه‌شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 11:48 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

دوستان خوبم

 

 

 

اگر تیغ عالم بجنبد زجای          نبرد رگی تا نخواهد خدای 

 

دوستان عزیز از همتون ممنونم که اومدین و دلداری دادین ... خیلی تنها بودم..دیگه نیستم و سر زنده شدم .. میدونم که دیگه تنها نیستم و امیدوارم کردین که نا امید نباشم..البته نبودم و  نیستم و تمام توکلم به خداست .. ما ها هیچکدوممون همدیگه رو ندیدیم و به طور مجازی و قلبی با هم ارتباط داریم که میدونم همین هم کارسازه و میتونه کمک زیادی باشه.. 

امیدوارم این ارتباط خوب و قشنگ همیشه و همه جا باشه ...و همه به کمک هم بریم حتی با دعا که من خیلی به دعا ایمان و اعتقاد دارم...ممنونم از همتون که توی روزهای سخت هم همپای من هستید...

از همتون ممنوم که برای ستایش دعا میکنید ..امیدوارم که خدا تو زندگی به همهمون کمک کنه و یاریمون کنه. 

زمان ثبت : دوشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 11:45 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

به دعای همتون نیاز دارم(کمکم کنید)

تو رو به خدا برای ستایش دعا کنید. 

 

 

ستایش 

 

 

یا خدا

خدایا این چه حکمتیه  ...

آخه مصبت رو شکر این بچه هنوز 2 سالش نشده.آخه چرا ؟ چرا ؟

خدایا خودت این بچه رو دادی خودت هم شفاش بده.خدای من من که در حقت هیچی خوبی نکردم میدونیم که جز گناه کاری نکردم ..هر چی کردم بد کردم...ولی خدا دعای من سراپا تقصیر رو قبول کن خدا ..چقدر زار بزنیم..چقدر ؟

چرا هرچی سنگه برای پای لنگه ..خدا

نمیدونم شاید داری امتحانمون میکنی ..ولی بدون ما راضییم به رضای تو ... ولی تو رو به جان امام حسینت ما رو دست خالی بر نگردون ... دیگه تحمل ندارم ..میدونم که میدونی..خدا ...نمیدونم چی بگم ولی کمکمون کن . خدا ... خیلی ها هستن که این سرطان لعنتی سراغشون رفته ..آره رفتم و دیدم...تا به حال اینقدر از نزدیک این قضیه رو لمس نکرده بوم...خیلی زجر آور و دردآوره ... خدا ...کمکمون کن .

بچه ها دستم به دامنتون ..تو به جان هرکسی که دوست دارین برای بچه خواهر من دعا کنید... تو رو قرآن

خیلی تنها شدم ..خیلی . براش دعا کنید..ستایش دایی هنوز 2 سالش نشده که این بیماری سراغش اومده ..نمیدونم چیکار کنم ..

دکترها گفتم که سرطان خون داره و خدا رو صد هزار مرتبه که خیلی زود تشخیص دادن که سرطان داره...شیمی درمانی رو شروع کردن..براش دعا کنید.برای همه کودکانی دعا کنید که یه جورایی مریضن و فقط دعاست که میتونه کمکشون کنه.

نمیدونم چی مینویسم ..سرم درد میکنه و حس و حال هیچی رو ندارم ..فقط خواستم این مطلب رو برای شما بنویسم و ازتون خواهش کنم که برای همه کودکانی که با این بیماری دست و پنجه نرم میکنند دعا کنید... برای ستایش منم دعا کنید

خدایا تو رو به بزرگیت قسم دعاهای ما رو مورد قبول درگاهت قرار بده. 

زمان ثبت : یکشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 11:01 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

سالروز آزاد سازی خرمشهر

سوم خرداد ماه سالروز حماسه آزادسازی خرمشهر و روز مقاومت، ایثار و پیروزی گرامی باد