X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 8 دی‌ماه سال 1388 در ساعت 07:43 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

روز شمار سفر اسیران کربلا

روز شمار سفر اسیران کربلا


زینب (س) پیام رسان انقلاب حسین (ع) است و اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند .



یازدهم محرم سال 61 هجری قمری

حرکت کاروان اسرا از کربلا به کوفه


در این روز به دستور عمر بن سعد زنان و کودکان اهل بیت را از اطراف جمع اوری کرده و به اسارت گرفتند و پس از آن که عمر سعد بر کشته های سپاه خود نماز خواند و آنان را دفن کرد , اسرای اهل بیت را حرکت داده , همراه لشکریان خویش به کوفه و نزد عبدالله بن زیاد برد.


دوازدهم محرم

ورود کاروان اسیران کربلا به کوفه


اهل بیت امام حسین (ع) را در غل و زنجیر وارد کوفه کردند. این شهر مدتی مرکز حکومت علی (ع) بود . امام سجاد علیه السلام از شدت بیماری رنجور بود . مردم کوفه با دیدن کاروان , شیون و زاری سر دادند , اما حضرت زینب (س) به مردم اشاره کرد و گفت " خاموش باشید " آنگاه زبان به سخن گشود :

" ای اهل کوفه ! ای مردم مکار حیله باز , آیا گریه می کنید؟ اشکتان مباد. ناله هایتان آرام نگیرد.

داستان شما مانند زنی است که ریسمان خود را محکم می بافت و بعد آن را از هم می گسست .می دانید که چه جگری از رسول خدا شکافتید و چه پیمان و سوگندی را شکستید و چه حرمتی از او دریدید و چه خونی ریختید؟ نزدیک است که آسمانها فرو پاشند . آیا اگر از آسمان خون ببارد , شگفت زده می شوید ؟ بسیار بگریید و اندک بخندید که خود را به ننگی آلودید که هرگز نتوانید شست "


سیزدهم محرم

اهل بیت در مجلس ابن زیاد


اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند . بعد ابن زیاد در کاخ خود نشست . با دستور او سر مطهر امام حسین (ع) را در برابرش گذاشتند و زنان و کودکان به همراه امام سجاد (ع) در حالی که بسته شده بودند وارد مجلس شدند .

ابن زیاد رو به زینب کرد و گفت  :" سپاس خدایی را که شما را رسوا کرد و شما کشت و آنچه می گفتید دروغ شمرد "

زینب (س) سخن گفت :  " سپاس و ستایش سزاوار خداوند است که ما را به وسیله پیامبرش کرامت بخشید و از پلیدی و ناپاکی پاک گرداند "

ابن زیاد گفت : " دیدی خدا با خاندانت چه کرد ؟ خدا بدین وسیله مرا از سرکشان و نافرمایان شفا بخشید "

دل زینب شکست و گریست و گفت : " به جان خودم سوگند , بزرگ مرا کشتی و مرا از بین بردی و شاخسار مرا بریدی و ریشه ام را از بن کندی اگر این کار دل تو را شفا می دهد پس باید شفا یافته باشی !


پانزدهم محرم

حرکت اسرا از کوفه به شام


اول صفر سال 61 ه ق

ورود کاروان اسیران به شام بعد از 18 روز


اسرا و سرهای شهدا در این روز وارد دمشق , مقر حکومت یزیدبن معاویه شدند . اهالی این شهر این روز را عید اعلان کرده و به جشن و پایکوبی پرداختند . برخلاف خواست اسیران , شمر دستور داد که سرهای شهیدان را در میان اسیران قرار دهند و آنان را همزمان از دروازه ساعت که شلوغ ترین ورودی دمشق بود , عبور دهند . پس از ورود اسیران به دمشق , آنان را وارد مجلس یزیدبن معاویه کردند.

سخنان حضرت زینب (س) در کاخ یزید

ای پسر ازاد شدگان , آیا از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را پشت پرده بنشانی و دختران رسول خدا اسیر کنی و شهر به شهر بگردانی ؟ پرده ابروی آنها را بدری و صورت آنها را نمایان سازی تا دشمنان , انان را از شهری به شهر ببرند و بومی و غریب چشم به آنها بدوزند و نزدیک و دور و شریف و فرومایه تماشایشان کنند. در حالی که از مردان انها یاری کننده ای همراهشان نباشد و از یاری کنندگان انان مددکاری نباشد .


بیستم صفر

ورود کاروان به کربلا


پس از هفت روز که اهل بیت در شام بودند , به سوی کربلا حرکت کردند.

تا سه روز به عزاداری پرداختند ...


زمان ثبت : سه‌شنبه 8 دی‌ماه سال 1388 در ساعت 01:12 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

علل عدم بیعت امام حسین (ع) با یزید

علل عدم بیعت امام حسین (ع) با یزید  

 

 

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما 

 

تاریخ، حوادث تلخ و شیرین بى شمارى را به یاد دارد که از درون آن قهرمانان فراوانى سر بر آورده اند، ولى هیچ حادثه اى به اندازه حادثه عاشورا جاودانه و تاریخ ساز نبوده است. گرچه این حادثه در مکانى معیّن و زمانى محدود اتفاق افتاد، اما شعاع آن همه عالم را فرا گرفت. این ویژگى خاص  

مى طلبد که درباره واقعه اى با این عظمت و پیرامون آن، پژوهش و تحقیق جامعى صورت گیرد. این نوشتار مى کوشد تا به طور مختصر به یکى از زوایاى این نهضت ماندگار یعنى دلایل عدم بیعت امام حسین (ع) با یزید بپردازد و تحقیق گسترده تر را بر عهده پژوهش گران عزیز قرار دهد.  

داده هاى تاریخى نشان مى دهد امام حسین (ع) در برابر حکومت وقت دو راه بیشتر نداشت:    

 1 -   قیام 

 2 -   بیعت 

 

نتیجه قیام، شهادت و یا تشکیل حکومت بود و نتیجه بیعت، ذلت و نابودى اسلام.  

 

امام (ع) قیام را انتخاب کرد و هدف خود را امر به معروف و نهى از منکر دانست و بارها از محو دین و ظهور بدعت سخن گفت و خطرات امویان را گوشزد کرد. از سوى دیگر، همگان را نیز به قیام علیه یزید و ستم گران فراخواند. نتیجه قیام امام حسین (ع) احیاى اسلام، انقراض حکومت اموى(5) و نهادینه کردن فرهنگ عزت مندى بود، به گونه اى که گفته شده است: «ان الاسلام محمدى الحدوث، حسینى البقاء». 

 

موسیو ماربین آلمانى مى گوید:  

 

«حسین با قربانى کردن عزیزترین افراد خود... به دنیا درس فداکارى آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ، ثبت و در عالم، بلند آوازه ساخت و اگر چنین حادثه اى پیش نیامده بود، قطعاً اسلام به حالت کنونى باقى نمى ماند و ممکن بود یک باره اسلام و اسلامیان محو و نابود گردند.» 

امام حسین (ع) با شرکت در یک جنگ نابرابر به شهادت رسید و اهل بیت او را به اسارت بردند، ولى به قول استاد شهید مطهرى (ره) آن حضرت به اهداف خود دست یافت. این در حالى است که اگر امام با یزید بیعت مى کرد، نه تنها به آرمان ها و اهداف خود دست نمى یافت؛ بلکه بیعت او آثار منفى متعددى را در پى داشت، که به مواردى اشاره مى کنیم:

ادامه مطلب ...
زمان ثبت : جمعه 4 دی‌ماه سال 1388 در ساعت 07:59 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : علی اکبر
عنوان :

قیام امام حسین علیه السلام

ما معمولا قیام امام حسین علیه السلام را به تاسوعا و عاشورا می شناسیم .  

اما این قیام تاریخی دقیقآ ۱۶۲ روز طول کشید.   

 

۱۶۲ روزی که جهان اسلام را تکان داد .  

  

 

 شهادت امام حسین علیه السلام 

 

 

سفر , سفر عجیبی شد . پر از پیوستن و جدا شدن . پر از تصمیم و تردید . پر از آدمهایی که آمدند و آدمهایی که رفتند و آدم هایی که تا روز واقعه مبهوت و گیج ماندند .  

آنهایی که نیامدند یا تنهایش گذاشتند یا خواستند جلوی رفتنش را بگیرند , همه برای خودشان دلیل ها و عذرهایی داشتند , دلیل هایی که به گوش همه مان آشنا می آید.   

عبدالله بن عباس - پسر عموی پیامبر (ص) گفت: اهل کوفه اهل همراهی نیستند .این سفر جز درگیری چیزی ندارد  .  

عبدالله بن عمر گفت : دولت و حکومت از آن اینهاست , دنیا به خانواده شما بر نمی گردد

احنف بن قیس گفت : خاندان ابوالحسن (ع) سیاست سلطنت ندارند

عمرو بن قیس گفت : اموال مردم با من است . اگر بیایم حق الناس ضایع می شود  

مالک بن نصر گفت : مقروض و عیال مندم   

طرماح گفت : بروم این آذوقه را به خانواده ام برسانم .  

عبیدالله بن حر گفت : آماده مرگ نیستم   

عبدالله بن مطیع گفت : دنبال شر نمی گردم  

یزید بن مسعود : تو که پیروز نمی شوی , چرا کنارت بمانم ؟  

 

از روز شروع تا روز واقعه این طور گذشت ; نقطه ای از یقین میان دریایی از تردید و مصلحت اندیشی پیش رفت و اتفاق , سرانجام افتاد. 

 

روز اول :  ۱۵ اردیبهشت ۵۹ شمسی مقارن با ۲۸ رجب ۶۰ قمری 

خروج شبانه امام و خانواده اش از مدینه برای سر باز زدن از بیعت با یزید . 

 

روز ششم :  ۳ شعبان ۶۰ ق 

ورود به مکه و سکونت در خانه عباس بن عبدالمطلب . 

 

روز چهل و سوم :  ۱۰ رمضان ۶۰ ق

امام مسلم بن عقیل را برای بررسی اوضاع به کوفه می فرستد. 

 

روز شصت و هشت :  ۵ شوال ۶۰ ق 

ورود مسلم به کوفه و بیعت ۴۸ هزار نفر با او . 

 

روز نامعلوم است :  ذیقعده ۶۰ ق 

نامه های دعوت امام به شیعیان بصره / آرام کردن بصره توسط ابن زیاد / حرکت ابن زیاد به کوفه 

 

روز صد و سی و سوم : ۷ ذیحجه ۶۰ ق 

شکست مسلم در حمله به دارلاماره کوفه و دستگیری او توسط ابن زیاد 

 

روز صد و سی و یک :  ۸ ذیحجه ۶۰ ق 

شهادت مسلم در کوفه / خروج امام از مکه به سمت کوفه  

 

روز صدو سی و هشت :  ۱۵ ذیحجه ۶۰ ق 

امام قیس بن مسهر را به کوفه می فرستد و خبر حرکتش را می دهد 

 

روز صد و چهل و پنج :  ۲۲ ذیحجه ۶۰ ق 

خبر شهادت مسلم به امام و همراهان می رسد . گروه زیادی امام را ترک می کنند. 

 

روز صد و چهل و نه :  ۲۶ ذیحجه ۶۰ ق 

سپاه حر به کاروان می رسد و کاروان امام را محاصره می کند. 

 

روز صد و پنجاه و چهار :  ۲ محرم ۶۱ ق 

ورود کاروان امام و سپاه حر به کربلا . به دستور ابن زیاد حر امام را همین جا نگه می دارد . 

 

روز صد و پنجاه و شش :  ۴ محرم ۶۱ ق 

ورود سپاه ۱۲۳ هزار نفری عمر سعد به کربلا و شروع رایزنی عمر سعد . 

 

روز صد و شصت و دو :  ۲۱ مهر ۵۹ شمسی مقارن با ۱۰ محرم ۶۱ قمری 

فرمان ابن زیاد برای جنگ و شهادت امام حسین (ع) و یارانش .