![]() |
|
![]() |
نویسنده : علی اکبر موضوع : گزارش
عنوان : ادوارد جنر(Edward Jenner)
تولد ادوارد جنر 28 اردیبهشت 17 می 1749
Edward Jenner

پیش گام نهضت جیغ زدن بچه ها
پدر جد تمام بچه هایی که از آمپول می ترسند و جیغ دادشان مطب دکتر ها رو به هم می ریزند, جیمز فلیپس , پسر بچه 8 ساله انگلیسی مربوط به سال 1796 است.
در واقع او پیشگام نهضت جیغ زدن و ترس از واکسن است.تا قبل از او , بچه های که به پزشک مراجعه می کردند اغلب جیغ نمی زدند, آنها به سادگی می مردند!
آبله در اروپا بیداد می کرد و کوچک و بزرگ از آبله در امان نبودند تا اینکه ادوارد جنر پزشک شهر کوچک برکلی در انگلستان به یاد یک داستان قدیمی افتاد یک شعر روستایی که می گفت :زنان شیر دوش که آبله گاوی می گیرند دیگه دچار آبله نمی شوند.جنر در سال 1796 مقداری از چرک تاول آبله یک گاو را گرفت و آن را روی زخمی که روی بازوی جیمز فلیپس ایجاد کرده بود گذاشت.
نتیجه شبیه آن چیزی بود که آن شعر روستایی می گفت: پسرک سالم ماند و در برابر ابله ایمن ماند.
سال 1797 جنر نتایج آزمایش خود را به کالج سلطنتی اعلام کرد اما به او گفته شد که طرحش بسیار انقلابی است و باید مدارک بیشتری ارائه کند.جنر تمام سال بعد را مشغول تهیه مدرک شد.جیغ و داد بچه های بسیاری از جمله پسر بچه 11 ماهه جنر در شهر کوچک برکلی به راه افتاد و بالاخره در سال 1798 ,کالج سلطنتی تئوری جنر را قبول و منتشر کرد.
واکسیناسیون از همان سال به عنوان یک روش ایجاد ایمنی اکتسابی شناخته شد.اگر چه بعضی از پزشکان و همچنین کلیسا تا مدت ها جنر و کسانی که واکسن می زدند را مسخره می کردندو کار او را بر خلاف تقدیر خداوند می دانستند اما نتایج این کار آنقدر شگفت انگیز بود که به زودی وامسیناسیون در تمام دنیا گسترش پیدا کرد...
اطلاعات کامل درباره چگونگی کشف واکسن آبله توسط ادوارد جنر رو در ادامه مطلب بخوانید:
ادامه مطلب ...نویسنده : علی اکبر موضوع : موفقیت
عنوان : کودک درون(اریک برن - Eric Berne)
ما همه مون بازی گریم

کاشف کودک درون
( Eric Berne 1910-1970 )
اریک لنارد برتشتاین (که بعدا که تبعه آمریکا شد خودش اسمش را کرد اریک برن)سال ۱۹۱۰ در مونترال کانادا به دنیا آمد .وقتی پدرش مرد به توصیه مادرش رفت و راه پدر را در امریکا ادامه داد و پزشک شد و خیلی دقیق تر روانپزشک .
اریک وارد ارتش آمریکا شد تا بعنوان روانپزشک در ارتش این کشور خدمت کند.اولش او هم مثل تمام همدوره ای هایش از روانکاوی فروید خوشش آمد و بعد کم کم مثل تمام روانشناسانی که بعد از فروید نظریه دادند , یک نظریه ساده و جمع و جور در مورد آدمها ارائه داد و اسمش را گذاشت " نظریه تحلیل متقابل رفتار" "TA یا Analysis Transactional" .او ۶ سال قبل از مرگش یعنی در ۱۹۶۴ کاری کرد کارستان و کتابی نوشت به عنوان " بازی ها " و هرچه را که می خواست بگوید ریخت توی این کتاب .کتابش مثل اسب فروخت و به خیلی از زبانهای دنیا از جمله فارسی ترجمه شد.
کودک درون , بالغ درون و والد درون مفاهیمی بودند که اولین بار اریک برن در کتابهایش آنها آفرید و در موردشان حرف زد.
حالا دیگر افتاده توی زبون همه مردم کلمه کودک درون رو می گویم.خیلی ها بی هوا این کلمه رو به کار می برند.حتی با این کلمه ها فیلم آتش بس ساخته می شود و ملت می بینند و حالش رو می برند اما واقعا این کودک درون چی هست و از کجا اومده و به چه درد میخوره؟ بالغ درون و والد درون دیگر چه صیغه ای هستند چرا این کلمه ها افتاد توی دهن مردم؟
کودک درون:
اسمش روش است آن بخش از وجود ماست که دوست دارد بچگی کنه .یعنی اینکه مثل یک بچه سرزنده و با هیجان باشد.کودک درون ماست که ما را وا میدارد از خودمان خلاقیت در کنیم.
شعر بگوییم , شوخی کنیم , در هپروت تخیلاتمان سر کنیم و بچه بازی در بیاوریم .کودک درون ماست که قهر می کند , ناز می کشد و یکهویی بهانه کوه و دشت می کند.اماچیزی که مهمتر از خود کودک درون است انواع ان است. ما دو نوع کودک درون داریم:کودک سازگار و کودک طبیعی.انکه هی می گویند کودک درونت را دریاب منظورشان کودک طبیعی درون است.اما کودک سازگار اصلا چیز خوبی نیست چون که کاملا تحت تاثیر والد است یعنی نوعی از کودکی کردن که که والدین ادم دوست دارندو کاملا تحت سلطه است.یادتان باشد که کودک طبیعی کاملا شاد .و سرحال و بشاش است و اگر هم پرخاشگری می کند به هر حال خودش است اما کودک سازگار فقط دارد دیکته والدین خودش و جانشینان والدینش در اجتماع (از معلم گرفته تا همسر)را اجرا می کندو فقط هدفش مقبول بودن است.هنرمندها و انها که به قول معروف اهل عشق و حال هستند به کودک طبیعی درونشان حسابی راه می دهند.
بالغ درون:
بالغ بخش به اصطلاح عاقل شخصیت ماست بخشی که تصمیمهای منطقی می گیرد.اطلاعات را پردازش می کند با دیگران رابطه محترمانه برقرار می کند و کلا واقع گراست.ما اوقاتی که داریم مثل بچه ادم یه بحث منطقی را با دیگران راه می اندازیم به بخش بالغ درونمان راه داده ایم.ادمهایی که به منطقی بودن مشهور هستند به بالغ درونشان خیلی راه می دهند.
والد درون:
هر چه پیش داوری تعصبات و باورهای خشک در کله مبارک شماست برای همین والد درونتان است.تمام بایدها و نبایدها و دستورالعملهای بی چون و چرای وجودتان از جانب والد درون صادر می شود.والد درون هم در رابطه با دیگران دو تا کار می تواند انجام دهداولی این استکه کنترل کند یعنی این که هی به ادم سخت بگیرداذیت کند و گیر بدهد.اما والد دوم برعکس است یعنی اینکه از تو و تصمیمات ات حمایت کرده و تو را نوازش می کند.این دو تا کار دقیقا کارهایی هستند که همزمان والدین ما در زندگی واقعی مان در مورد ما انجام می دهندو برای همین اریک برن اسمش را گذاشته والد درون.یادتان باشد ادمهایی که عزت نفس پایینی دارند و از خودشان هم بدشان می اید به این والد کنترل کننده شان خیلی راه داده اند.
کودک بالغ و والد در رابطه های اجتماعی
اریک برن می گوید وقتی که ۲ تا آدم روبروی هم قرار می گیرند انگار ۲ شخصیت ۳ بخشی روبروی هم قرار گرفته اند.هر کسی یک جنبه از این ۳ بخش را وارد رابطه می کند.ما در ساده ترین شکل می توانیم ۶ رابطه اجتماعی داشته باشیم:
روز بزرگداشت شیخ صدوق ۱۵ اردیبهشت

همه ایرانی ها تختی را می شناسند و حتما شنیده اند که مقبره اش جایی است در شهر ری به نام ابن بابویه. اما کمتر کسی می داند که ابن بابویه همان شیخ صدوق است که در شهرری جایی نزدیک حرم عبدالعظیم دفن شده است. نزدیک 200سال پیش در زمان فتحعلی شاه قاجار به خاطر باران زیادی که امده بود مقبره ابن بابویه اسیب دیدهمین شد که برای تعمیر مقبره اطرافش را کندند تا به سردابی که محل دفن شیخ صدوق بود رسیدند و انجا بدن شیخ صدوق را دیدند که بعد از گذشت حدود 900سال کاملا سالم مانده بود.
محمدبن علی بن بابویه در عصر غیبت صغری همزمان با حسین بن روح نوبختی سومین نایب امام زمان در قم متولد شد.پدرش علی بن بابویه مرد عالمی بود که دکان کوچکی در شهر داشت و از همان خرج زندگی اش را در می اورد.پدر شیخ سالها بچه دار نمی شد همین بود که نامه ای به امام زمان نوشت که برای بچه دار شدنش دعا کنند. امام هم در جواب نامه فرموده بودندما برای تو دعا کردیم و به زودی خدا دو پسر خوب به تو خواهد داد.شیخ در همان اوایل جوانی راهی سفر شد تا از این و ان حدیث بشنود و درس بگیرد.به دعوت رکنالدوله دیلمی یکی از حکام ال بویه به ری رفت.چند سال بعد راهی مشهد مرو و نیشابور شد و دوباره به ری برگشت بعد راهی بغداد و کوفه شد و از انجا برای سفر حج به سمت مکه رفت.شیخ صدوق تا سالهای اخر عمر خود همچنان در سفر بود وبا این همه در این سفرها نزدیک به 300 کتاب نوشت وشاگردان زیادی هم تربیت کرد . معروفترین کتاب شیخ ,کتاب "من لا یحضر الفقیه " است که یکی از 4 کتاب اصلی شیعه است .این کتاب نزدیک به 6 هزار حدیث دارد که سند همه آنها را شیخ صدوق بررسی کرده و با اطمینان کامل به دردرستی آنها ,در کتابش آورده است.غیر از کتابهای شیخ , بیشتر شاگردان شیخ هم جزء علمای برجسته زمان خود بوده اند ; از شیخ مفید و مرتضی علم الهدی گرفته تا علی بن احمد نجاشی ...
و در آخر هم:
محمد رضا شاه پهلوی و محمد مصدق نیز هر دو وصیت کرده بودند در ابن بابویه دفن شوند...
موفق باشید.
نویسنده : علی اکبر موضوع : روزها
عنوان : دکتر ابراهیم حشمت
دکتر جنگلی ها
اعدام دکتر حشمت ۱۴ اردیبهشت ۱۲۹۸

شاید اگردکترحشمت نبودمیرزاکوچک خان چندسال زودتر از پا درامده بود وشاید اصلا نهضت جنگل به شکلی که ما الان می شناسیم تشکیل نشده بود.
در لحضه های اخرکم اورد یا شاید تسلیم شدنش تاکتیکی بود اما بالاخره دکتر حشمت ماند که سر قزاق ها را گرم کند.
مادرش اهل دیلم بود و پدرش عباس قلی حکیم باشی طالقانی بود که به او حشمت الله الا طبا می گفتند او از معروفترین جراح های ان زمان بود ابراهیم هم مثل پدرش به مدرسه الیانس فرانسوی ها رفت بعد هم درست همزمان با جنگ جهانی اول دردارلفنون طب و علوم سیاسی خواند در لاهیجان نظام ملی طب راتاسیس کرد و نهر (حشمت رود )راهم ساخت که جلوی خرابی خیلی از شالیزارهای گیلان را گرفت باهمین کارها دکتردرتمام گیلان محبوب شد وقتی میرزا شروع به سازمان دهی نیروهای مردمی کرد تا جلوی نیروهای روس و انگلیس را بگیرد دکتر حشمت به او ملحق شد او بعداز میرزا کوچک مهمترین چهره نهضت جنگل بود وبیشترکا رهای حقوقی و مذاکراتی نهضت راانجام می داد شاید به خاطر همین بود که بیشتر تلاشها برای شکست نهضت جنگل روی جدای میرزا ودکتر حشمت متمرکز بود دکتر حشمت میل بیشتری به جنگ رودروبا قزاق ها داشت چیزی که همیشه از ان فرار می کرد میرزا از برادر کشی بدش می امد ان اواخر در جریان تعقیب وگریزهای میرزا وقتی اوضاع دیگر خیلی خراب شده بود ونهضت به گروههای کوچک تقشیم شده بود یکی از اشرار محلی به اسم امیر خان قول کمک به افراد جنگل را داد جنگلی به ناچار به او اعتماد کردند وبه پناهگاها او رفتند ولی خیلی زود معلوم شد که امیر خان می خواهد انها را تحویل قزاقها بدهد میرزاتصمیم گرفت فرار کند ولی دکتر حشمت با او نرفت اینجایش هنوز دقیق نیست بعضی گفته اند وعده هایی که امیر خان از جانب دولت به دکتر داد او را وسوسه کرد وبعضی هم می گویند دکتر حشمت ماند که سر قزاق ها را گرم کند تا میرزا بتواند راحت تر فرار کند دکتر حشمت با 270 نفر خود را تسلیم قزاق ها کرد در حالی که رضای میر پنچ , پشت قران برای همه شان امان نامه نوشته بود.
میرزا تا خبر تسلیم را شنیده بود گفته بود (انالله و اناالیه راجعون ) قزاقها دکتر را شکنجه کردند و به زور اعتراف گرفتند وبه سرعت دادگاه مسخره ای تشکیل دادند که در ان فقط حکم اعدام دکتر وافرادش خوانده شد بدون اینکه فرصت دفاعی داده شود سال 1298 بود دکتر ارام رفت بالای نیمکت کلاه نمدی اش رابرداشت عینکش را زمین گذاشت شنلش راهم باز کرد و خودش طناب دار رااز زیر ریشهایش رد کرد دکتر در گورستان (چله خانه قرق )به خاک سپرده شد . روحش شاد


