نویسنده : علی اکبر موضوع : دانلود کتاب
عنوان : کتابخوانی در آخر هفته
ایمیل : Contact
20fb378097ca4a6abcf8e97603ea2779
پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی |
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|

اگر اهل کتاب و عاشق کتاب خوانی هستین این پست اختصاص دادم به 7 تا کتاب خوب که امیدوارم مورد پسندتون قرار بگیره.
کتاب اندوه ماه ( نویسنده : آرش حجازی )
گزیده ای از کتاب:
زن میانسالی بود.تنها به بیمارستان آمد و گفت که قلبش درد می کند,و بعد,از حال رفت.
از سینه اش عکس گرفته بودند و تشخیص , خیز حاد ریه بود.در اتاق خودم نشسته بودم و بر روی مقاله ای که قرار بود در ماه آینده ارائه بدهم , کار می کردم که صدایم کردند.با عجله به اورزانس رفتم .زن میانسالی بود و تنها ...
وارد شدن به صفحه دانلود 438 کیلوبایت
کتاب مادلن ( نویسنده : صادق هدایت )
گزیده ای از کتاب:
پریشب آنجا بودم , در اتاق پذیرایی کوچک مادر و خواهرش هم بودند.مادرش لباس خاکستری و دخترانش لباس سرخ پوشیده بودند.نیمکت های آنجا هم ار مخمل سرخ بود من آرنج را روی پیانو گذاشته بودم و به آنها نگاه می کردم همه خاموش بودند مگر سوزن گرامافون که اواز شورانگیز و اندوهگین "کشتیبان ولگا" را از روی صفحه سیاه در می آورد صدای غرش باد می آید ...
وارد شدن به صفحه دانلود 59 کیلوبایت
کتاب ملکوت ( نویسنده : بهرام صادقی )
گزیده ای از کتاب:
در ساعت 11 شب چهارشنبه آن هفته جن در اقای مودت حلول کرد.میزان تعجب آقای مودت را پس از بروز این سانحه , با علم به اینکه چهره او بطور طبیعی همیشه متعجب و خوشحال است .هرکس می تواند تخمین بزند .آقای مودت و سه نفر از دوستانش در آن شب فرح بخش مهتابی , بساط خود را بر سبزه , باغی چیده بودند. ماه بدر تمام بود و آنچنان به همه چبز رنگ و بوی شاعرانه می داد و سایه های وهم انگیز به وجود می آورد ....
وارد شدن به صفحه دانلود 560 کیلوبایت
کتاب عینک طلایی ( نویسنده : سر آرتور کانن دویل )
گزیده ای از کتاب:
من شرلوک هولمز در سال 1894 روی پرونده ای زیادی کار کردم , اکما این یکی از جالب ترین آن ها بود.
شبی خیلی طوفانی تقریبا در اواخر نوامبر بود .من شرلوک هولمز کنار آتش مشغول مطالعه بودم.دیر وقت بود و اکثر مردم در خواب بودند .هولمز کتابش را کنار گذاشت و گفت خوشحالم کمه امشب مجبور نیستیم بریم بیرون , واتسن ....
کتاب سینوهه (نویسنده : میکا والتاری )
گزیده ای از کتاب:
مردی که من او را به نام پدرم می خواندم در شهر طبس یعنی بزرگترین و زیباترین شهر دنیا , طبیب فقرا بود.
زنی که من وی را مادر می دانستم زوجه وی بشمار می آمد.این مرد و زن تا وقتی که سالخورده شدند فرزند نداشتند و لذا مرا به سمت فرزندی خود پذیرفتند.آنها چون ساده بودند گفتند مرا خدایان برای آنها فرستاده و نمی دانستند که این هدیه خدایان برای آنها چقدر تولید بدبختی خواهد کرد.
مادرم مرا سینوهه می خواند زیرا این زن که قصه را دوست داشت اسم "سینوهه" را در یکی از قصه ها شنیده بود....
کتاب واکسی ( نویسنده : علی آرام ) گزیده ای از کتاب: این کتاب شامل 7 داستان کوتاه است به نامهای:
عطش ... تعزیر ... واکسی ... دوست ... تنسگل ... رینگو ... چکمه
گزیده ای از داستان عطش:
تنگ غروب بود که دم پایی های پلاستیکی اش را سرپا زد , چادر نماز گلدار نیمدارش را سرش انداخت و با دختر ده ساله اش از خانه زد بیرون .سال پیش شوهرش یک روز بی خبر رفت و دیگر برنگشت .هیچوقت نفهمید کجا رفته است.اوایل زیاد از دوست و آشناها سراغ مردش را می گرفت اما مدتی که گذشت دیگر به نبودش عادت کرد .بخصوص که ناچار شد کار کند.هرکاری انجام داد کلفتی , رختشویی و کارهای همسایه ها; گاهی هم بیگاری میکرد.دخترش مدتی بهانه گرفته بود پرگار می خواهد ...
کتاب زنده به گور ( نویسنده : صادق هدایت )
گزیده ای از کتاب:
نفسم پس می رود .از چشمهایم اشک میریزد .دهانم بدمزه است.سرم گیج می خورد , قلبم گرفته تنم خسته , کوفته , شل بدون اراده در رختخواب افتاده ام .بازوهایم از سوزن انزکسیون سوراخ است .رختخواب بوی عرق و بوی تب می دهد .....
وارد شدن به صفحه دانلود 139 کیلوبایت